تبلیغات
دوستی و خیانت
دوستی و خیانت
تا شقایق هست زندگی باید کرد ...

سفره عقدتو بستی وقتی از یاد تو رفتم

تو شدی سهم غریبه همه دلخوشیمو باختم


با پیرهن سیاه غم می خوام بیام عروسیتون

توی نگات بهت بگم مبارکه غریبتون


داری میری خونه ی بخت آهه دلم پشت و پنات

تو نفسات گریه کنه بله ی آخر صدات


منتظرم به مرگ تو همینه حرفه آخرم

یه روز به آتیش می کشم  تو رو با دستای دلم


آرزوهامو سر زدم تو کوره راه خونتون

از گریه مرده این دلم تو بی کسی دست خون


برو حلالت می کنم الهی پیر شین پای هم

یه روزه خوشم نبینین تو و اون دوتای با هم

 مرگ زندگی
اون حلقه که تو دستته طناب اعدام منه
ستاره غرق به خون تو سفره شام منه
تو اونجا غرق زندگی من اینجا غرق مردنم
مثل یه دیونه دارم اشک می ریزم جون می کنم
از خونه بیرون می زنم طاقت موندن ندارم
باید بیام ببینمت یه هدیه ای برات دارم
چقدر شلوغ کوچه تون ببین چه شور و حالیه
اما تو سفره عقدتون جای یه چیزی خالیه
مگه میشه تو این لباس نبینمت رویای من
فقط بزار نگات کنم چیزی نگو حرفی نزن
بی دعوت اومدم ببخش مهمون ناخونده منم
خواستم کنار تو باشم لحظه پرپر شدنم
چیزی برام نکنه که وصلم کنه به این زمین
غیر یه رگ که بعد تو پاره میشه فقط همین
چشمات و روی من نبند نترس دارم تموم میشم
رو سفره عقدت می خوام گلای قرمز بپاشم
این دم آخر بزار تا نگات کنم یه عالمه
عزیزکم ببخش اگه چش روشنیم برات کمه




نوشته شده در تاریخ تعداد
درباره وبلاگ

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسندگان

موضوعات

نظر سنجی

پیوند ها

لینكستان

آمار سایت

> .





Powered by WebGozar

آمار سایت

E-Mail Someone!

 

حذف تبلیغات بلاگ اسكای از وبلاگ

 

حذف تبلیغات پرشین بلاگ از وبلاگ

 

غیر فعال كردن كامل نوار وضعیت

 

مخفی كردن جاوا اسكریپت از مرورگر های قدیمی

 

نشان دهنده نفرات حاضر در وبلاگ

 

ثبت تارخ بروز رسانی وبلاگ